تبليغاتX
کوی اسلام
اي مادر.............،اي پدر ..............، اي خ..................،اي عمه ............... اي اون زن ...............

(آخيش راحت شدم داشتم مي مردم انقدر فحش نداده بودم) آره شك نكيند ، همش رو با علي شاكري بودم ،با خوده خودش مي دوني آخه چرا ؟؟؟ :

اين آقا با اون باباي حــــ...........ادش با اون ادعاي حزب لله بودنش رفته آرايشگاه اقدس خانم زير ابروش رو مثل زنا ورداشته بعدم موهاش رو فش كرده .....خاك بر سرش كنم...اينه زنا شده .... ولي نميدونم چرا باباممد كاريش نكرده والبته الله اعلم.....كه چه كارايي در خفا باعلي نكرده ولي اگر از اين حرفا بگذريم خداييش عجب گوشتي شده ، واقعا من وقتي ميبينمش يه حسه دروني بهم ميگه عليه رو با يه كلكي بكشمش تو خونه وبعد............چرا فكر بد ميكنيد؟؟!! وبعد بهش شماره بدم(خوش به حال دوست دخترش، همش دست عليه رو ميگيره ،عليه هم دستش رو تيغ زده چه حالي ميده.....خب اگر با ور نميكنيد اي عكش ببينيد خودتون باور ميكنيد كه هم موهاش رو فش كرده وهم برو هاش رو طوري ورداشته كه هيچ اثري از ابرو نمونده...

 

اينو داشته باشيد تا يه سو‍‍ژه جديد گير بيارم.

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 1:46  توسط m.kh | 

آقا من دوباره اومدم تا کور بشه چشم هرآنکه نتواند دید.از دشمنان کوی اسلام و وبلاگه این کوی مقدس خواهش میکنم برن کنار تا بادمان بیاد بیرون .چون امکان داره خدایی نکرده مسموم بشناااااااااااا............

آقا بگم هرکی با ما بود بود اگر نبود هر چی دیده از چشمه خودش دیده البته بلا نسبت کوی اسلامی های عزیزم(بروبچ لب چشمه علی دقت بفرمایند به زبان اسمیلی بیشتر دقت کنید . متشکرم)

خب چه خبرا؟

آهان چند تا عکس دل برانه میزارم براتون تا به عبارتی عشق کنید.اولین عکس مربوط به عکس پدر بزرگ و مادر بزرگه بعضی هاست که از شیراز اومده بودن تهران و ................البته برای اینکه شخصیتش رو نشه فقط اسمش رو میگم مسعود فلک زده.فقط بگم آروم آروم برید پایین شکه نشید هاااااا

ترو قرآن عشق رو میبینی.یارو هنوز تا ۵۰۰ سالگی تو کف این زنست.........

یه عکس میزارم فقط مواظب باشید نگرخید یه وقت .!!!!!این عکس٬ عکسه مادر بزرگ های علیه که روایت داریم در این باره که میگه قبلا این دو نفر داف بابا بزرگ علی بودن یعنی همون (باباجی)

آهای مردم ببینید که ما توی کوی اسلام تو چه وضعی زندگی میکنیم.ببینید ببینید دیگه..... فقط یه عکسم از نوه ممد ترکه می زارم تا خودتون متوجه بشید.  ای خاک توسرت که به خاطر یه زره کارتون این بلا رو سر بچت میاری........

دیگه چیزی ندارم کسی رو مسخره کنم .خب خدافظ

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 19:54  توسط m.kh | 
به ابوالفضل راست میگم.امروز می خوام یکی از فوتبالیست های قدیمی کوی اسلام رو براتون معرفی کنم اسم این بازیکن حسن می باشد معروف به حسن قلم چی که بعد ها به حسن پلاتینی معروف شد.داستان زندگی این موجود از این قرار است.حسن از سال ۲ تاکنون فوتبال رو به صورت حرفه ای دنبال می کرد.سبک بازی حسن یه جورایی منحصر به فرد بود.یعنی یه خورده خشن بازی میکرد به طوری که به لیفتراک شهرت پیدا کرده بود.از افتخارات حسن در طول این دو میلیون سال میتوان به چند موردی اشاره کرد:

۱) سیروس قایق ران در هنگام بازی با برزیل،جریان از این قرار بود که سیروس به حسن گفته بود به من پاس بده که حسن با آجر زد تو سر قایق ران و بنده خدا جادرجا مرد که بعد ها برای اینکه گندش در نیاد گفتن سیروس تصادف کرده.

۲)شکستن پای رونالدو :یادتونه که رونالدو پاش داقون شده بود چند ماهی نمی تونست بازی کنه!جریان از قرار بود که حسن داشته تلویزیون نگاه میکرده که از دست رونالدو لجش میگیره،بعد از تو همون خونشون یه آجر پرت میکنه که میخوره تو پا رونالدو،دیگه از همون موقع ها بود که حسن به حسن قلم چی معروف شد.

۳)آخرین افتخار حسن که در صدر افتخاراتش قرارداره قلم کردن پای خودش هست به قرآن اینو راست میگم حسن در آخرین فوتبالی که بازی کرد زد پای خودش رو شیکوند به طوری که الان ۶ماهه پلاتین تو پاشه و باید تا ۲ سال دیگه تو پاش باشه تازه جالب اینجاست باباش به من میگه ممد کی زد پای حسن تو فوتبال شیکوند؟! تازه از حسن می پرسی چی شد که پات شیکست می گه من نفهمیدم چی شد فقط رفتم خونه دیدم پام از وسط ۲ نصف شده که رفتیم دکتر.........

اینم یه عکس از حسن تا بفهمید راست میگم

یا علی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 17:4  توسط m.kh | 
بنا به در خواست عده ای از دوستان وآشنا يان بر آن شديم که فرهنگ لغاتی از کلمات جملات آميانه شهرستان بسيجی پرور ورامين تهيه کنيم و در اختيار دوست داران  KEYSLAM قرار دهيم.(البته سو تفاهم نشه--ما خودمون بچه یه جای دیگه ایم)

لغات و جملات

يه مُشته : منظور از يه مُشته ( يک دسته يا چند نفر يا عده ای) می باشد.

يه هُده : منظور از يه هُده ( يک دفعه يا يه هو يا يه هو ديدم )می باشد.

جيد وَل : منظور از جيدوَل ( جدول ) می باشد.

کَثَف : منظور از کَثَف ( کَثيف ) می باشد.

خِشمَک: منظور از خِشمَک ( خِشتَک) می باشد.

اوستگاه : منظور از اوستگاه ( ايستگاه ) مي باشد.

تَی : منظور از تَي ( انتها يا آخر ) مي باشد.

چوق : منظور از چوق ( چوب ) می باشد.

آذربايجان : منظور از آذربايجان ( رضا جان ) مي باشد

مي خِي ؟ : منظور از می خِي ؟ ( می خواهی ؟ ) مي باشد.

بِچِپ : منظور از بِچِپ ( برو يا بروداخل ) مي باشد.

واگنِت : منظور از واگنِت ( گيم نِت ) مي باشد.

پَشکُش : منظور از پَشکُش ( مگس کش ) مي باشد.

دَس : منظور از دَس همان ( دَسته ) مي باشد.

خُسبيدن : منظور از خُسبيدن ( خوابيدن) می باشد.

زينچِگاه : منظور از زينچگاه ( آنجا يا اينجا ) می باشد.

مُرتسا : منظور از مُرتسا ( مرتضی ) مي باشد.

با با جی : منظور از باباجی ( پدر بزرگ ) می باشد.

پارِهَ : منظور از پارِهَ ( پاره شده) می باشد

جمبوری: منظور همان خیابان جمهوری اسلامی ایرانه.

بفر: نه اشتباه نکنید منظور ببر نیست منظور برف است.

بانگ: منظور بانگ الله اکبر نیست منظور بانک است.

اصطلاحات و جملات

رو : رو در اصل يک پسوند است که در ورامين به ته کلمات اضافه می شود. مانند : چوقِ رو يا سيمِ رو.

چَک : يکی از آلات ضرب و شتم در ورامين می باشد که در ميانه اين هموطنان حکم چوب را دارد . مثلاٌ می گويند : با چَک ميزنم به پايت تا خون کُنی!!!!!!!!!.

اعصاب لِه : منظور از اعصاب لِه ( اعصاب ناراحت ) است.

گه مصبی : این کلمه در مواقعی استفاده می شود که می خواهند شخصی را مورد خطاب قرار دهند مثلا:اگر بخوان بگن هی علی جان می گویند هی گه مصبی جان

ضرب المثل ورامينی

گُه کم بود سِندِه از طاق می باره.

البته لازم به ذکرِ که بگويم تا به حال خود ورامينی ها هم تا به حال نفهميده اند که معنی اين ضرب المثل چيه !!!! ( الله اعلم )

خودروی مورد علاقه ورامينی ها

نيســــــــــــا ن و خــــــــــاور

از آلات ضرب و شتم مورد علاقه اين عزيزان

شيــــــلنـــــگ ،چَـــــــــک و دس پش کش(دسته پشه کش)

یکی از فحش های رکیکی که بین این عزیزان رواج دارد

گوساله بَسته(نه آخه می خوام بدونم گوساله باز با بسته چه فرقی داره؟)

ودر آخر تصميم گرفتم خاطره ای به زبان آميانه و شيرين ورامينی بنويسم

داستان از ينجا شروع شد که : يه روز من و مرتسا عمه مي خواستيم بريم به درکه اون روز مادرم من رو با دسته پشکش از خسب بيدار کرد .

من ومرتسا عمه رفتيم تا از اوستگاه اوتوبوس بليط بخريم که يه هده پای من گير کرد لب جيدول و با مخ افتادم تيش. حالا لباسم کثف و خشمکم تا تيش پاره. از شانس بده ما يه مشته آدم اومدن دارند به من ميخندند . اين مرتسا بی غيرت عمه هم من رو داره برو بر نگاه ميکنه منم اعصابم له شد و با دس پشکش و شلنگ و یک عدد چک شروع کردم مرتساعمه رو مثل گوساله بسته زدن بعدشم چپيديم منزل.

نکته : این خاطره کاملا بر اساس واقعیت و نمونه زنده ساخته شده.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 16:40  توسط m.kh | 
اول از همه به آقای عضله و بدن ساز جدید الخلقه تبریک میگم فقط بیا برو تو ک...........م.شنیدم بعضی ها whey خریدند و میخورند و از ترس این که هضم بشه تووالت نمی روند.

خطاب به مریم : به من میگی میمون!!!!ترو به قرآن برو او سیبیلاتو کوتاه کن تامن ترو با بابام اشتباه نگیرم

خبر: به قرآن راست میگم.بابا عبدلله معروف به عباس غولی وارد بیمارستان شد.رفته icu 

با توجه به در خواست طرفین دعوی می تونند دعوا رو ادامه بدند به شرطی که :۱)از الفاظ رکیک استفاده نکنند.

۲)خانواده خودشون رو به معرض فحش قرار ندهند.

۳)اگر کسی کم اورد فحش ناموسی ندهند

۴)اینم یه عکس تاریخی که خودم حالم بهم می خوره وقتی نگاش میکنم.

 انم گرفت

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 13:37  توسط m.kh | 
1)آقا یه خبر .از این به بعد تمام آثار هنری کوی اسلام از جمله کلیپ های تصویری در سایت www.klipkast.com در کنال 812 به نام mavara پخش خواهد شد.

2)در رابطه با دعواهای خونین در وبلاگ هم من مخالف نیستم .اگر دعوا ها در چارچوب خاصی باشند خیلی هم خوبه. ولی شما فحش های ناجور میدید به هم به قولی فحش های خوار مادر دار میدید!!!!

3)از این به بعد سعی میکنم پست های جنجالی بزارم تا سر اونا دعوا کنید تا مثل سگ و گربه پاچه هم دیگر رو نگیرید

+ نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 2:41  توسط m.kh | 
خبر: با توجه به نبود امکانات بهداشتی و خطر شیوع بیماری های عفونی مثل وبا در فصل تابستان در کوی اسلام  شهردار محترم شهرری اقدام به عمل بی سابقه ای زد!!!!و اونم اینه که تعدادی کارگر را برای پاکسازی و خارج کردن لجن از جوب های این کوی استخدام، و به کوی اعزام کرده.در پی این اقدام استقبال بی سابقه ای از سوی هم محلی ها صورت گرفت تا جایی که به کارگران لاهاف و تشک دادند تا راحت تر بخسبند.

از هم محلی ها عاجزانه خواهش میکنیم که آروم تر رفت وآمد کنند تا یه موقع کارگران بدخواب نشوند!!!!

حال میکننداااااا

راستی تازگی شهرداری اسمش رو به شرکت مخابرات تغییر داده تا پرستیژ کار حفظ یشه

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 11:43  توسط m.kh | 
آقا سلام برای اینکه یه ذره جوه وبلاگ عوض بشه امروز بهتون یه خبر خوب میدم.اونم اینه که همتون میتونید با هماهنگی با من از هومن شیرینی در یافت کنید.اونایی که شیرینی نگرفتند سریع خودشون رو به من معرفی کنند(شیرینیش هم به مناسبته پیوند دوباره با خانم............)

اینم عکسشه

بابا چرا فکر بد میکنید؟  این عکسه هومنه!!!!! آخه مگه دختر این شکلیه؟ این مرده!!!! آخه کی با این رفیق میشه؟غیر از مسعود شیرازی!!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 11:26  توسط m.kh | 
آقا الان که دارم up می کنم دارم کلی حال میکنم (قافیه رو حال کردید) ولش کن،یه طرح تووووووپ دارم که مطمئنم همتون حال میکنید.تصمیم گرفتم که هرکس از کسی شیرینی طلب کار، در آخرین پست،توی نظر خواهی به تیم مبارزه با شیرینی پیچونی وبلاگ keyslam اطلاع بده تا در اسرع وقت این تیم برای دریافت شیرینی اقدام کنه.فقط میمونه چند تبصره که در زیر مشخصه:

1)افرادی که می خوان در تیم مبارزه با شیرینی پیچونی وبلاگ keyslam عضو شوند در قسمت نظر خواهی اعلام کنند (مزیت عضویت در موارد پایین مشخصه)

2)انجام هر عملیات از طرف وبلاگ100% تضمین میشود.

3)گروه در ازای هر عملیات انتظار دستمزد دارد.

4)تمام مسئولیت عملیات به عهده گروه می باشد.

5)شخص سفارش دهنده موظف به دادن اطلاعات کافی در مورد شخص قربانی، به گروه می باشد.

6)توجه داشته باشید در بخش نظرات فقط اعلام کنید از چه کسی و به چه دلیلی شیرینی طلب کارید و اطلاعات شخصی فرد قربانی را فقط به صورت خصوصی در اختیار صاب سگدونی قرار دهید email: hobkiller@yahoo.com .

7)یه نکته مهم :اگر به هر دلیلی گروه در دریافت شیرینی از شخص قربانی به مشکل بخوره تمام اطلاعت شخصی قربانی با توجه به شئونات شخص در وبلاگ برملا خواهد شد.

8)قبل از هر اقدامی از طرف گروه برای در یافت شیرینی از شخص قربانی به هر دوطرف هشدار داده خواهد شد.از این رو پس از اعلام اخطار از طرف وبلاگ به شخص قربانی به مدت 24 ساعت مهلت داره تا شیرینی خود را تسلیم گروه کند.

9)نتایج هر عملیات در وبلاگ منتشر خواهد شد تا مایه عبرت دیگران شود.

10)این خیلی مهمه : توجه داشته باشید که تشخیص دریافت شیرینی از شخص قربانی باتوجه به حساسیت موضوع به عهده صاب سگدونی می باشد یعنی در مواردی دریافت شیرینی مجاز نمی باشد که اونم با نظر شخص صاب سگدونی مشخص میشه.

11)پیشنهاد رشوه فقط باعث در یافت سوبل شیرینی از قربانی می شود.

12)در یافت شیرینی از افرادی که با گروه مبارزه سنمی نداشته باشند خود به خود منتفی می باشد البته این گروهه بزرگیه و در موارد نادر همچین اتفاقی می افته.

13)هزینه هر عملیات رو میتونیم توافقی حل کنیم--- راه اول:میتونید مبلغی رو با توجه به بزرگی شیرینی به گروه اختصاص بدهید----راه دوم : یا اینکه گروه هم در مراسم شیرینی خورون شرکت میکنه(قابل توجه افرادی که می خواهند در گروه عضو شوند)

14)در شیرینی های بالای 12000 تومان مبلغ 1500 تومان از شخص سفارش دهنده بابت پیش پرداخت دریافت خواهد شد.

15)انجام عملیات برای افراد گروه رایگان می باشد.

17)انتقادات و پیشنهادات خود را در نظر خواهی اعلام کنید.

18)بابا یه زره این سگدونی رو تو محل تبلیغ کنید راه بی اُفته.

19)در یکی دو روزه آینده خودم یه شیرینیه توپ رو اعلام میکنم پس در گروه عضو شوید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 2:45  توسط m.kh | 
ساعتهاي واقعاً مزاحم!
بدون شک هیچ چیز لذت بخش تر از خواب بعد از خاموش کردن ساعتی که در حال زنگ زدن است نیست.
و دنیای مدرن هم انگار کل تلاشش را بسیج کرده که ما را از لذت های والا، محروم کند!


این ساعت لعنتی از بالای سقف بر روی تخت شما آویزان می شود و به موقع زنگ می زند. کافی است یک دست به آن بزنید تا زنگ اش و چراغ اش خاموش شود ولی چند لحظه بعد زنگ و نور دوباره شروع خواهد شد ولی این بار ساعت کمی بالاتر رفته است ! هربار که خاموش اش کنید کمی بالاتر می رود و دوباره زنگ می زند !



این یکی یک پازل (جورچین) چهار قطعه ای در بالایش دارد که همینکه ساعت شروع به زنگ زدن کند به هوا پرت می شوند و در اتاق پراکنده ! حالا برای قطع زنگ لعنتی باید این چهار تا را پیدا کنید و دوباره سرجای خودشان قرارشان دهید.



وای وای ! اولا که هر وقت ازش ساعت را بپرسید، جواب می دهد. بعد هم که موقع بیدار شدن شد، اول به شما می گوید «آفتاب دمیده‌! بیدار شو عزیزم» ولی وقتی بیدار نشدید عربده می زند که «دستت رو از گوشت ور دار ! بیدار شو !» و در این مرحله تنها خاموش کردن اش این است که بسیار محکم و با خشونت، گلوی ساعت را بگیرید و فشار بدهید.
 



خدا به خیر کنه ! این ساعت مجهز است به یک صدای ۹۵ دسی بلی (!!!) و یک نورافکن بسیار قوی و یک صفحه لرزاننده که می توانید آن را در تختتان کار بگذارید.



موقع زنگ که بشود راه می افتد ! اول از پاتختی یا قفسه پایین می پرد و بعد می چرخد و فرار می کند. اگر هم بلند شوید و دستگیرش کنید آنقدر می لرزد که نتوانید دگمه خاموش را به راحتی پیدا کنید.



یک حشره / هلیکوپتر لعنتی بیدار کننده. موقع زنگ زدن از قفس فرار می کند و به پرواز در می آید. باید بلند شوید و با ورجه وورجه مثل یک پشه مزاحم بگیریدش و دوباره در قفسش بگذارید.
 



صبح تخم می گذارد و تا تخم ها را از زمین جمع نکنید و در دهانش نگذارید، قد قدش را متوقف نمی کند.
 



نارنجک صوتی ! در اصل یک ساعت نیست بلکه یک بیدار کننده است. ضامن را می کشید و پرتش می کنید در اتاق یا تخت کسی که خوابیده و باید بیدار شود. بعد از ده ثانیه صدای بسیار ناهنجاری را شروع می کند که می تواند روی بسیار بلند تنظیم شود. مشکل اصلی اینجاست که برای خاموش کردنش هم طرف حتما باید بلند شود و شما را پیدا کند تا ضامن را دوباره در نارنجک فرو کنید.
 



و اینهم گل سر سبد ساعت های لعنتی. موقع خوابیدن دگمه زنگ زدن برای فردا را فشار می دهید. ساعت بی سر و صدا راه می افتد، از پاتختی پایین می آید و آنقدر راه می رود تا در یک گوشه از اتاق مخفی شود. صبح که شد برای پیدا و خاموش کردن اش باید از تخت بیرون بیایید. هنر ساعت اینجا است که هر روز یک جای جدید و متفاوت با قبل برای مخفی شدن پیدا می کند.
 

چند تانکته:
 
۱) اون ساعت نارنجکی رو بابا ممد۱ ساخته
 
۳)در پست بعدی عباس غولی، از بروبچ فعال کوی اسلام رو معرفی میکنم
 
۳)از دوستان خواهش میکنم اگر عکسی،چیزی،از این عباس غولی گیر اوردند در اختیارم بزارند تا بهتر مسخرش کنم
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:32  توسط m.kh | 
به خدا الان که دارم می نویسم مو به تنم فر شده.(این جمله کنایه از گرخیدن است) حالا مشخصات فردیشو براتون می نویسم.

۱)نام: ممد۱ ، بی اعصاب ، دیوونه ، زیغم ، سلیمان ،هارون الرشید، سمانه، خردل و هزاران اسم دیگه که من شرمم میاد بگم فقط اینو بدونید که چون این آدم الان هزار و پونصد سالش شده تا حالا انقدر اسم رو خودش گذشته................

۲) نام خانوادگی : سانسور ( کنجکاویی نکنید این سرریه چون خود خدا هم نمیدونه این ولد کیه .... آقا شوخی کردم،اصلا گه خوردم ، خب چی بگم ولم کنی؟؟؟؟)

۳)محل تولد ماداگاسکار کنار روستای روم (به این دلیل اینجوری گفتم چون شایعاتی بر این مبنا وجود داره که فرعون ممد رو  از چاهی در روم بیرون کشیده، میگن اون چاهه اسمش درک بوده)

۴)شهرت : لشکر۵۲  محمد رسولله (مثلا تو خیابون راه میره دوستاش میگن اُه .... لشکر ۵۲ اومد )

۵)ماشین مورد علاقه : نیسان ، خاور...اونم از نوعه شاسی خوابیده که پشتش نوشته باشه جون مادرت را

۶)بالاترین ثوابی که تو این هزار و پونصد سال برده : یه بار بچه بوده معلمشون ازش سوال پرسیده بلد نبوده جواب بده (چون ۳۴ سالگی حرف زدن یاد گرفت) ، معلمه هم بهش اخم کرد اونم در عوضه جواب توهین آمیز معلم رفت و سر معلمشو کند،همین تموم شد.............آهان نکته مثبت اینجاست که این ممد ۱ دیگه نرفت زن و بچه معلمشو بکشه،بهمون معلمه بسنده کرد واقعا دستش درد نکنه اجب سخاوتی......!!!

از عادات بد ایشون هم چند موردی رو ذکر میکنیم :

۱)مثلا سر سفره دهن نکره رو باز میکنه و......................آخه بدبختی اینجاست که دهن رو وامیکنه آدم فکر میکنه که لابد میخواد آرق بزنه ولی لاکردار از پایین یه کار زشت میکنه......

۲)آقا این یه خاور داره دهن مردم رو صاف کرده، گه مصب یه بوق قطار وصل کرده روی این ماشینه و به تعداد کوچه های محله، موقعی که میاد تو محل بوق میزنه....نکته : تغریبا ۲ ماه پیش یه گروه از فلوریدا اومدن محل ما تا تحقیق کنن ببینند این چرا سر هر کوچه یه بوق میزنه تا رد بشه ولی نفهمیدن چرا.....الله اعلم

۳)اگر خدایی نکرده این ممد۱ فحشش بگیره دیگه نگاه نمی کنه ببینه کجاست ،کی کنارشه ، یاروچی کارست،چشمش رو میبنده هرچی از دهنش در میاد میگه،ظاهرا ایشون به فحش های خوار مادر هم خیلی علاقه دارند

۴)وای به حال اون آدم بدبخت وبیچاره ایی که در خونه این پارک کرده باشه دیگه کار نداره ماشینه همسایست،دوست،آشناست برای هرکی باشه باید آتیشش بزنه تا حالا یکی دوبارهم ماشین خودش رو اشتباهی آتیش زده

 حالا از کارهای منحصر به فرد ایشون به دو مورد اشاره میکنم:

۱)سیستم بیولوژیکی بدن ایشون یه قابلیت خارق العاده داره اونم اینه که بدنش میتونه بافت های نخایی خودش رو ترمیم کنه حتی یه سری از بالای کوهه چشمه علی شیرجه زد رو کفه زمین و قطع نخا شد بعدش بدون اینکه چیزیش بشه بلند شد لباس هاشو تمیز کرد و رفت خونه

۲)این آقا از هزار و ونصد سال پیش تا حالا ۱۵۶۸ بار فوت کرده و زنده شده جالب اینجاست که یه هفته پیش هم خودش رو انداخت جلوی مترو و له شد به صورتی که جسدش رو با خاک انداز ریختن تو قبر بعد همون شبی که دفنش کرده بودن ساعت ۳ نصفه شب از تو قبر بلند شده رفته خونشون خوابیده.تازه گفته قبر های امروزی تنگ تر شدن. 

حالا چند عکس از این آقا براتون میزارم:

 

اینجا داشتن باهاش برای بازی تو فیلم ۳۰۰ قرار داد میبستن  که عصبانی شده بود

این جاهم اوردنش باغ وحش تا مردم ببیننش بنده خدا ترسیده اینجا ۳ سالشه.......

اینجا هم یه موسسه تزریق کراک زده تا کاسبی را بندازه

 چند تذکر:

۱)همه اینا شوخی بود کسی فکر بد نکنه خدایی نکرده،ایشون یکی از آدمهای درست روزگار هستند

۲)دوستان در نظرات نزنن مادر پدر این بنده خدا رو ............مانند پست قبلی...........

۳)بابا ممد۱ من گه خوردم اینارو نوشتم

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:57  توسط m.kh | 
Address : شابدیلیزیم،ابتدای جاده ورامین،کوی اسلام = www.keyslam.blogfa.com  بزارین دقیقتر

براتون معرفیش کنم محله ما دقیقا پشت همین کوهه

ما واقعا از کمترین امکانات بهداشتی محرومیم،تواین عکس میتونین کاملا مشاهده کنید (کسی که داره این کار کثیف رو می کنه ولد دوم بابا ممد1هست)

لاکردار نگفته یه کم کلوخ بیاره سر اون لامصبی رو پاک کنه اصلا هووووووو خودت رو جمع کن مثلا یکی داره ازت عکس میندازه .

(این پست به دلیل اینکه وب رو سنگین کرده بزودی پاک خواهدشد و چون در پست بعدی میخوام باباممد1 یعنی بابای این شاشو  رو باعکس براتون معرفی کنم وبلاگ خیلی سنگین میشه از این رو نظرات خود رو زود تر حواله فرمایید.)

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 13:47  توسط m.kh | 

اول این برنامه رو از این آدرس دانلود کنید  http://m-vox.persiangig.com/SMSoov2.zip

حالا آموزش :

1)برنامه رو اجرا کنید تا این منو ظاهر شود.

2)حالا روی register کلیک کنید تا این منو ظاهر شود

3)حالا در کادر fullname مخفف اسم خود را بنویسید (این اسم در sms ارسالی نمایش داده می شود)

4)در قسمت username یک اسم کاربری برای خود انتخاب کنید.

5)در قسمت phone شماره موبایل خود را وارد کنید.

6)حالا منتظر بمانید تا password شما برایتان sms شود.

۷)پس از دریافت pass به منوی login یعنی اینجا بیایید.

8)در اینجا username و password خود را بزنید و login کنید.

تمام

تمام حقوق این مقاله متعلق به www.keyslam.blogfa.com میباشد

استفاده با ذکر منبع بلامانع می باشد

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 21:18  توسط m.kh | 

بنا به دلایل بسیار بسیار خاص و مشکلات بوجود آمده اولین لعنت رو به شخص آقای مسعود می فرستم دومین لعنت که در اصل باید اولین لعنت باشه رو به بابا ممد سومی به علی چهارمی به امید پنجمی به عبااااااااااااااااااااااااااااااااااااس ششمی به بابا قاسم  هفتمی به بابا ممد ۲ و بالاخره به کسی که اصلا انتظارشو ندارید یعنی حسین آرتیست و نهمی هم رضا اوه ۲ تاشون یادم رفت هومن اون یکی هم بابا عبدلله آقا این بابا عبدلله یَک قاتیه خدا به دور و بریاش رحم کنه (آخیش جیگرم حال اومد ) هر نوع نظر دهی راجع به این پست ممنوع از قبل بگم!!!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 19:18  توسط m.kh | 
اینم یه بازی توپ که به سفارش درویشان برایتان قرار میدهم. برای دانلود بروید در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 19:0  توسط m.kh | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ جهت توضیح در مورد شبحه جزیره ای ناشناخته به نام کوی اسلام تاسیس شده است.
این ها هم عکس تعدادی موجود عجیب الخلقه میباشد که FBI هنوز به هویت آنها پی نبرده است.(چه وحشتناک).
مدیران : صاب سگدونی و صاب خوک دونی

نوشته های پیشین
شهریور 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
نویسندگان
m.kh
فاکیو سیستم FQ-R
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان